پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !
دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟
پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟
دختر : وااااای . . . از دست تو !
پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟
به ادامه مطلب مراجعه نمایید
برچست ها : داستان واقعی وغمگین
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 369
print